الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

20

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

است و از آتش مىرهاند و در گذر زمان ، كهنه نمىشود و زبان‌هاى گوناگون ، آن را كم‌ارزش و تباه نمىكند ؛ چرا كه قرآن براى زمانى خاص قرار داده نشد ، بلكه راهنمايى به سوى برهان و حجت بر هر انسان قرار داده شد : " باطل ، نه از پيش رو و نه از پشت سرش ، بدان راه نيابد ؛ فرود آمده‌اى است از حكيمى ستوده . " « 1 » » « 2 » [ م / 10 ] قاضى ابو محمد ، عبد الحق بن عطيه اندلسى در مقدمهء تفسيرش ، المحرّر الوجيز ، از امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام روايت كرده است كه از حضرت پرسيدند : « چرا اشعار و خطبه‌ها با تكرار ، ملال‌آور مىشوند ، ولى قرآن چنين نيست ؟ » فرمود : « زيرا قرآن همان گونه كه بر مردم روزگار نخست حجت بود ، بر مردم روزگارهاى ديگر نيز حجت است ، از اين رو هر گروه آن را تازه و شاداب مىيابد . نيز به دليل آن‌كه هر كس آن را پيش خود تكرار كند و در آن بينديشد ، هر بار ، دانش‌هاى نوشكفته‌اى از آن برمى گيرد ؛ در حالى كه هيچ يك از اين ويژگىها دراشعار و خطبه‌ها وجود ندارد . » « 3 » [ م / 11 ] علامهء عارف ، احمد بن فهد حلّى در باب ششم كتابش ، عدّة الداعى ، از طريق حفص بن غياث از زهرى چنين نقل كرده است : « از امام على بن الحسين ، زين العابدين عليه السلام شنيدم كه فرمود : " آيات قرآن ، گنجينه‌هاى دانش است پس هرگاه گنجينه‌اى گشوده شود ، سزاوار است كه درون آن را بنگرى . " » « 4 » [ م / 12 ] به همين جهت است كه امام اميرمؤمنان عليه السلام دربارهء استنباط از قرآن و تلاش در استخراج گوهرهاى آن ، فرمود : « اين است قرآن ، پس آن را به سخن درآوريد كه هرگز سخن نمىگويد ، ولى من از آن به شما خبر مىدهم : بدانيد كه در قرآن ، علم آينده ، سخن از گذشته ، داروى درد شما و آن‌چه مايهء نظم و سامان ميان شماست ، وجود دارد . » « 5 »

--> ( 1 ) . فصّلت ( 41 ) 42 . ( 2 ) . العيون ، ج 2 ، ص 137 و 138 ؛ بحار الانوار ، ج 89 ، ص 14 . ( 3 ) . المحرّر الوجيز ، ج 1 ، ص 36 . ( 4 ) . عدة الداعى ، ص 267 ؛ بحار الانوار ، ج 89 ، ص 216 . ( 5 ) . نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 54 ، خطبهء 158 .